میراث آیین حسینی (یادگار ماندگار زندهیاد منصور نظری)
آنچه از ما میماند، نه داراییهای دنیوی، که بذر محبتی است که در دلها کاشتهایم
این جمله، سرلوحه زندگی معلمی دلسوز و پدری مهربان بود که عشق به اباعبدالله (ع) در جانش ریشه داشت؛ زندهیاد منصور نظری. او سالهای بسیاری را وقف خدمت به دیگران کرد و ارادتش به آستان حضرت سیدالشهدا (ع) را در قلب کوچک و بزرگ محله جاری ساخت.
پس از سالها، امروز این میراث به خانواده او رسیده است؛ نه به عنوان یک رسم تکراری، که به عنوان امانتی گرانبها. هرساله در سایهسارِ باغِ خاطرهها—همان باغِ باصفایی که روزگاری شاهدِ لبخندهای پدر بود—دور هم جمع میشویم تا یادش را در حریمِ عشقِ حسین (ع) زنده نگاه داریم.
امسال نیز در تاریخ ۳ تیر ۱۴۰۵، بار دیگر در همان باغِ پرخاطره، گرد هم آمدیم تا یادِ «منصور نظری» را در فضای آکنده از عطرِ ارادت و همدلی گرامی بداریم. در این مراسم، تلاش کردیم همان راهی را بپیماییم که او سالها با عشق پیموده بود: راهِ خیر، راهِ همدلی و راهِ حسین (ع).
ما باور داریم که هر سال که این چراغ روشن میماند، روحِ پدر در میانِ ماست و میراثِ او، که همان درسِ آزادگی و خدمت به خلق است، در جانِ فرزندان و رهروانش امتداد مییابد.
رفتنت، بزرگیِ خلئی بود که هیچچیز نمیتواند آن را پُر کند؛ اما هر بار که این آیین را برپا میکنیم، گویی دوباره در آغوشِ نگاهِ مهربانت
پناه میگیریم…
پد رعزیزم ،جای تو در هر جمعی، خالی و در هر دعایی، حضور است.
«خداوند روحش را قرین رحمت الهی گرداند و ما را امانتدارانِ شایستهای برای میراثِ نیکیاش قرار دهد.»